1
فوریه 16, 2008

این هم گذشت. دوشنبه صبح ساعت هشت رفتیم بیمارستان . مدتی رو به کارهای اداری مشغول بودیم. بعد از اون منو فرستادند طبقه اول بخش جراحی مردان. به خانمه گفتم چرا اخه؟ من هنوز مونده تا مرد بشم اما گفت بخش اطفال اتاق خالی نداره.همین که وارد بخش شدم سه چهار نفر ریختند دورم نمیدونستم جواب کدومشون رو باید بدم. خنده بازاری شده بود. یکی فشار میگرفت اون یکی تبگیر میکرد تو حلقم اون وسط یکی دیگه گیر داده بود هی میپرسید دندون مصنوعی نداری منم این یارو تبگیره تو دهنم بود نه میتونستم بخندم نه میتونستم جوابش رو بدم. اتاق رو نشونم دادند شماره 214 گفتند برو بقیش رو میایم اونجا. روی تخت نشسته بودم بابا هم بود هی چرت و پرت میگفتیم میخندیدیم که یهو دیدم یه سیبیل کلفتی اومد تو و پرده رو کشید و گفت لباساتو در بیار. من جا خوردم که اخه این چه وضعشه گفتم شما برو خودم میپوشم گفت نه نمیشه زود باش گفتم باشه اما تو که دیگه قرار نیست لباساتو در بیاری که؟ بنده خدا کلی خندید و رفت موقع رفتن میگفت این مدلش رو دیگه اینجا نداشتیم. تا لباس عوض کردم یه خانمی با میز اومد تو پر از سوزن و سرم و کوفت و خوره شروع کرد به کار. گفت قبل از عمل یه دارو داری باید با سرم بزنی. گفتم از بس که اینجا از ادم پزیرایی میکنین ادم شرمنده میشه. گفت تازه اولشه. من و بابا میخندیدیم و مامان میگفت تو اصلا انگارنه انگارمیخوای بری اتاق عملها
ادامه دارد..
یک تا ده
فوریه 3, 2008
یک. درس دارم
دو. بازم درس دارم
سه. خیلی بیشتر درس دارم
چهار. کلی پروژه دارم
پنج. من از پروژه گروهی بدم میاد چون گیر یک مشت
چیز گشاد افتادم .
شش. من پروژه دارم کمکم کنید (گریه)
هفت. مهمون دارم
هشت. اِِ آخجون مهمون میاد
نه. هفته دیگه همین موقع عمل جراحی دارم. دو روز بعدشم میانترم دارم. این وسط یه عروسی کمه که دعوت بشم.
ده. قول میدم زود بیام.
دکتر اسم
ژانویه 23, 2008
ساعت هفت و ربع کلاسم تموم شد و راه افتادم سمت خونه. همیشه این موقع ها ترافیک سنگین و من باید باهاش کشتی بگیرم. البته نه با ترافیک بلکه با حوصله خودم. همیشه گیر میدم به رادیو هی موج عوض میکنم. از اینور به اونور تا اینکه یکی از اونها نظرم رو جلب کرد که بعد فهمیدم رادیو فرهنگ خودمونه. برنامه ای بود درمورد اسمهای ایرانی که ظاهرا مرتب پخش میشه و هر دفعه اسمی رو معرفی میکنند.
تو این برنامه اقای دکتری داشت از نهوه انتخاب اسم صحبت میکرد و اینکه اسم چه ویژگی هایی باید داشته باشه. خیلی حرف زد و هی از ویژگیها شمرد و هرچی دلش خواست گفت. یک مورد گفتش که حتما باید به معنی اسم توجه کنید. مثال هم زد که بعضی ها اسم دخترشون رو میگذارند راهله یا راحله اما توجه نمیکنند که این یعنی شتر. یعنی خیلی راحت گفت شتر. یک مورد دیگه جناب دکتر گیر دادند که من گله دارم که بعضی ها اسم دشمنان ملت و کشور ما رو میذارن رو بچه هاشون مثل چنگیز. اخه چنگیز کشور ما رو ویران کرد یا اون اسکندر که نمیدونم چه و چه کرد نذارید رو بچه هاتون. هرچی دلش خواست گفت و مجری برتامه خیلی تشکر کرد از اقای دکتر اسم و به سهم خودش این برنامه رو یکی از شیرین ترین برنامه ها اعلام کرد و باز از اقا دکتره تشکر کرد و این بار اسم اقای دکتر رو برد و اون اسم چی بود؟ ….. قدمعلی …..